به طرز عجیبی همه چیز از کنترلم خارج شده، البته نه اینکه همیشه خودم همه چیز رو کنترل میکردم ، فقط این بار انگار تفاوت داره ، انگار من در یک نقطه ایستادم و همه چیز اطراف من با سرعت در جریانه اما من در هیچکدوم شرکت نمیکنم، انگار در وهمی زندگی میکنم، آدم زیادی اطرافم ندارم و مثل اینه که تنهایی بر بلندی یک قله ایستادم، و برام قشنگه، نه چیزی میخواهم نه چیزی میدانم