گاهی
گاهی میخواهم فریاد بزنم، بگویم دلم تنگ است، تنگ شیرانی که کشته شدند، شیرانی که خواهند کشت، دلم تنگ پسرانم و دخترانم است، دلم تنگ پسری است که در رحم من نبود اما پسر من بود، دختری که تا به حال موهایش را نوازش نکردم اما برای قلب صد تکه اش بسیار گریستم، دلم تنگ روزهایی است که میرقصیدند، من دلم تنگ است...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ ساعت 23:35 توسط Lilian
|