بعضی وقت ها آنقدر خسته ای که کلماتت درست کنار هم نمی‌نشینند فقط کلمات را میگویی و امیدواری که کسی بداند که تو چقدر خسته ای ، بعضی اوقات به یاد خاطره ای می‌افتی که هیچگاه اتفاق نیفتاده ، گاهی دلت تنگ کسی می‌شود که هیچگاه زائیده نشده، گاهی هنگام خنده ترس وجودت را فرا می‌خواند، گاهی مهر عزیز ترین کس از دلت میرود، گاهی فقط دوام می‌آوری، گاهی دیگر از همه چیز وحشت میکنی ، گاهی فقط میخواهی که بروی و گاهی تو دیگر خودت نیستی ...